شنبه

حضور در جمعِ دیگران

چندان اهلِ میهمانی رفتن نیستم. به ندرت پیش می‌آید که راهی جمعی شوم. البته که منظورم جمع‌های دوستانه‌ی خودمانی نیست. مثلاً به سختی می‌توانم حضور در جمعی را بپذیرم که از اهالی آن، تنها چند تن از دوستان در آن باشند. این نه قیافه گرفتن است و نه ژست و ادا. مسئله‌ی شخصی‌ست. حتّا گمان می‌کنم حضور در این جور میهمانی‌ها سَمّ است. در بین دوستانم هستند کسانی که از هفت روز هفته، بیش از سه چهار روز، به این گونه میهمانی‌ها می‌روند. هیچ‌یک از این دو رفتار را نمی‌توان ارزش‌گذاری کرد امّا بوده‌اند از همین رفقا که به یک میهمانی رفته‌اند، فردایش به خود، لعنت می‌فرستند. چه شده؟ فردِ احمقی در میانِ جمع، عکسی از میهمانی را در سایتی [بیشتر امروزه این بار بر دوش "فیس‌بوک" است]، گذاشته است. همان عکس چه حرف و حدیث‌هایی که به راه نینداخته. در این میهمانی‌ها نمی‌روم. در این چند باری هم که رفته‌ام سعی کرده‌ام در کادر هیچ عکسی جای نگیرم. و یک باری هم شد که دوستی ناغافل عکسی انداخت. به همه‌ی عزیزانی که در عکس بودند، گفتم، قسم‌شان دادم که این تصویر در سایتی، به ویژه "فیس‌بوک" قرار نگیرد. دوستِ نه چندان دوستم، به وعده‌ی خود عمل نکرد. از دوستانِ فیس‌بوکم یکی کم شد.