یکشنبه

کتابخانه

نشسته‌ام طرح می‌کشم. برای اوّلین‌بار. در طرّاحی چندان مسلّط نیستم. امّا طرح می‌کشم. طرحِ کتابخانه. بعد از تعمیرِ خانه، آن چه مانده، تعیین تکلیف کتاب‌هایم است. به شکل‌های مختلفی از کتابخانه فکر کردم. و البته به جنسِ آن. پیش از این، کتابخانه‌ام، از این قفسه‌های آهنین بود. برای کتاب‌های اندک، آن قفسه‌ها، کار را راه می‌اندازد امّا اگر حجمِ کتاب‌ها افزایش یابد، اصلا جوابگوی شما نیست. به ویژه آن که لبه‌ی عطفِ کتاب‌های قطور را زخمی می‌کند. برای تهیّه‌ی کتابخانه به چند جا نیز سر زدم. از جمله فروشگاه و کارگاهی بود در حوالیِ هفتِ تیر. به محض ورود وقتی نگاهی به مبل و میز و صندلی‌های فروشگاه کردم، گفتم آن چه می‌خواهم این جا پیدا می‌کنم. فروشنده و مسئول کارگاه، آلبومی به دستم داد و گفت: «هر طرحی که می‌خواهی از این آلبوم انتخاب کن، سفارش بده، عینِ همان را می‌سازیم.» ورق زدم و نگاه می‌کردم تا به طرحی که می‌خواستم رسیدم. گفتم: «ایناهاش. همین را می‌خواهم.» یادم افتاد که نپرسیدم قیمت چگونه است و چقدر برایم آب می‌خورد. پرسیدم. گفت: «متری ۲۸۰ هزار تومان.» با خودم حساب کردم با توجّه به تعداد کتاب‌ها، کتابخانه‌ای تقریبا به طول شش متر در ارتفاع دو متر نیاز من را برطرف می‌کند. هزینه‌اش نزدیک به دو میلیون تومان می‌شد. کارتِ فروشگاه را گرفتم و بیرون آمدم. کُلّ هزینه‌ی تعمیر خانه‌ام به دو میلیون نرسید، حالا این رقم را پولِ کتابخانه بدهم؟ مسخره است. گزینه‌ی بعدی، کتابخانه‌ی آهنی بود. اصلا دوست ندارم این کتابخانه‌ها را. چوب و هر آن چه نزدیک به آن است را می‌پسندم تا آهن. امّا هزینه هم، خُب مهم است. پاتوقِ فروشگاهِ کتابخانه‌های آهنی کجاست؟ کوچه‌ی «ذُغالی‌ها»، میدانِ تجریش. هزینه‌ی هر یک از کتابخانه‌ها نزدیک به ۶۰ هزار تومان درمی‌آید. باز دلم راضی نبود. یادم افتاد که در نزدیکیِ خانه‌ام نیز فروشگاه و کارگاهی‌ست. رفتم و دیدم قیمت‌هایش بسیار مناسب است. آن کتابخانه‌ای که من نظرم است رقمی در حدودِ ۶۰۰ هزار تومان در می‌آید. این رقم کجا و آن دو میلیون کجا. البته که آن کتابخانه عُمری بود با مرغوب‌ترین جنسِ چوب امّا این با معمولی‌ترین نوع. امّا آن چه مهم است، یکی آن که خودم طرحش را می‌دهم و دیگر چوب بودن آن است.